09120368440

چگونه مشتری و کارمندمان را در بیزینس برنامه نویسی بشناسیم؟ متد رفتارشناسی دیسک (DISC)

 

ساعت ۱۰:۰۰ صبح بود دخترعینکی از خانه درآمد تا به سمت شرکتی برود که استادش، مدیر آنجا بود.

آن روز همان تیپ تمام مشکی همیشگی اش را زده بود. یک بافت آبی آسمانی رنگ هم روی لباسهایش انداخته بود که چهره ی جدی اش را دوستانه  نشان می داد.

هوا ابری بود و نم نمک باران می آمد.

دختر عینکی روزهای بارانی را دوست داشت، همین باعث شده بود که فکر کند اتفاق خوبی در راه است اما نمی دانست که جریان چیست.

تمام راه کنجکاو بود  که چرا آقای مدیر از او خواسته تا به دفترش برود .

دختر عینکی شاگرد آقای مدیر بود و از قبل با هم آشنایی داشتند همین باعث دلگرمی اش می شد.

گمان می کرد که شاید قرار است با یکی از همکلاسی ها پروژه ای اجرا کند.

در همین فکرها بود که خودش را پشت در شرکت دید. کمی موها و شالش را مرتب کرد و زنگ در را به صدا در آورد.

آقایی با قد بلند و ابروهای به هم پیوسته که لباس های اتو کشیده و صاف و صوفی پوشیده بود در را باز کرد.

مرد قد بلند سلام علیک خشکی کرد و صبر کرد تا دختر عینکی وارد شود.

آن مرد را قبلا هم در شرکت دیده بود و می دانست کار او برنامه نویسی است اما از اعضای اصلی شرکت نیست.

از چهره اش خواند که احتمالا کلی کار سرش ریخته و نمی خواهد تمرکزش بهم بریزد. بنابراین حرف بیشتری نزد و به سمت سالن رفت.

مرد قد بلند هم به اتاق کارش رفت و در را پشت سرش بست.

آن طرف سالن خانم دیگری که پشتیبان مشتری های شرکت بود پشت میزش نشسته بود.

این حجم از تحویل گرفتن و رسمی نبودن آن هم وقتی که تنها چند ملاقات کوتاه با هم داشته بودند ، به نظر دختر عینکی عجیب می آمد، اما در هرصورت سعی می کرد خودش را آدم اجتماعی و دوستانه نشان دهد.

خانم خوش برخورد از دختر عینکی خواست تا روی صندلی کناری اش نزدیک به بخاری بنشیند و خودش را گرم کند.

این اولین بار نبود که دختر عینکی به آن شرکت می آمد و کم و بیش با رسم و رسوم آن دفتر آشنا بود. پس منتظر ماند و با خانم خوش برخورد مشغول خوش و بش شد.

می شد  از مانتو آلبالویی و رنگ موهای عسلی خانم خوش برخورد فهمید که چقدر طرفدار مد روز و خوشتیپ بودن است. مضمون مکالمه اشان هم چیزی غیر از بازار رفتن و خرید کردن نبود.

حسابی گرم صحبت شده بودند ولی دختر عینکی پیش خودش فکر می کرد شاید مزاحم کارش شده باشد به همین خاطر سعی کرد آرام آرام سکوت کند.

نزدیک به نیم ساعت شده بود که به دفتر آمده بود، این مدت زمان باعث بی قراری دخترک می شد.

از اینکه وقتش را با کاری پر نمی کرد کلافه شده بود اما چاره ای به جز صبر کردن نداشت.

سرش گرم چرخیدن در اینستاگرام بود که بالاخره در اتاق مدیر باز شد و آقای مدیر از اتاقش بیرون آمد.

آقای مدیر، مردی چهارشانه بود و قوی هیکلی بود که همیشه لبخند به لب داشت.

کت زمستانی مشکی رنگ استاد قدرتش را چند برابر نشان می داد.

اما برخلاف انتظار دختر عینکی استاد شوخ طبعی و شلوغی که همیشه سر کلاس داشت را در دفتر کارش نداشت.

نقش مدیریت در دفتر کار و نقش استاد بودن در کلاس با ظرافت خاصی ایفا می شد.

آقای مدیر در حالی که یک دستش در جیب کتش و دست دیگرش به سمت اتاق اشاره می کرد گفت:

بفرمایید.

دختر عینکی هم با تشکر وارد اتاق شد و روی صندلی که روبری میز آقای مدیر بود نشست. و به رسم ادب سکوت کرد تا مدیر شروع به صحبت کند:

-اینکه خواستم بیای اینجا بخاطر این است که داریم یک اپلیکیشن موبایل تولید می کنیم.

-موافقی تو هم در اجرای آن با ما همکاری کنی؟

دختر عینکی از قبل پیشبینی کرده بود که موضوع کار است.

از طرفی خوشحال بود که بالاخره شغلی که آرزویش را داشته است را پیدا کرده. از طرف دیگر هم ترس در چشم هایش موج میزد. در دلش از خودش پرسید اگر از پسش برنیامدی چه!

در حالی که نگاهش به کتاب های روی میز بود بعد از چند ثانیه ای دیالوگش را اینطور شروع کرد:

واقعا!

خیلی دوست دارم کار کنم ولی از طرفی من که هنوز موبایل را یاد نگرفته ام (منظورش آموزش برنامه نویسی موبایل بود)

استاد که می دانست دختر عینکی اهل ریسک نیست و احتمالا این پیشنهاد را بخاطر نگرانی قبول نکند،  سعی کرد تا به او نشان دهد که اگر از پسش برنیاید هم اتفاقی نمی افتد.

بنابراین با خنده گفت:

دو هفته زمان داری تا یاد بگیری و وارد تیم تولید پروژه بشوی.

در انتهای دو هفته انتظار دارم تا یک اپلیکیشن موبایل بسازی و اگر موفق شدی آن وقت وارد تیم خواهی شد

دختر عینکی حالا خیالش راحت شده بود و سرش را به معنای تایید تکان داد و تشکر کرد.

قرار شد از همان روز آموزش را شروع کند.

مدیر و دختر عینکی هر دو به سمت سالن رفتند و مدیر او را به عنوان عضو جدید شرکت به آقای قد بلند و خانم خوش برخورد معرفی کرد.

آن روز، روز تولد دختر عینکی بود و با نگاهی که به زندگی داشت پیش خودش فکر می کرد این پیشنهاد کار هدیه تولدش بوده.

و اینطور بود که حدود یک سال پیش من کارم را در شرکت اختر رایانه پارس با مدیریت آقای مدحج شروع کردم.

در داستان بالا چهار شخصیت واقعی دختر عینکی، آقای قد بلند، خانم خوش برخورد و آقای مدیر معرفی شده اند .

هر کدام از این کاراکترها رفتارهای متفاوتی از خود نشان داده اند.

اگر دقت کرده باشی در برخورد با هرکدام از این افراد در مورد لباس ها و نحوه برخورد آنها صحبت شده.

بعلاوه هر یک از کاراکترها در تعامل با دخترک عینکی، رفتاری از خود نشان داده اند.

مثلا مرد قد بلند رفتار خشک و سردی از خودش نشان داده اما خانم خوش برخورد بسیار خودمانی و تعمالگرا بوده است.

طبیعی است که رفتارهای متفاوت آن ها به دلیل تیپ های شخصیتی متفاوت آنها است.

چرا شناخت مشتری، کارمندان و همکارها اهمیت دارد؟

احتمالا برای تو هم پیش آمده است که رفتار دیگران برایت عجیب و سوال برانگیز باشد.

یا حتی ممکن است در برابر رفتار دیگران ندانی که چطور رفتار کنی بهتر است؟ شاید این اتفاق در خانه، دانشگاه، محل کار و حتی خیابان هم تجربه کرده باشی.

در داستان بالا این اتفاق را جایی می توانی ببینی که دختر عینکی، خانم خوش برخورد را دید.

دختر عینکی بنظرش عجیب می آمد که چرا خانم خوش برخورد اینقدر راحت است.

حقیقت این است که ما زمانی از رفتار هم تعجب می کنیم که رفتارهمدیگر را به خوبی نمی شناسیم.

اینکه  تو به عنوان یک برنامه نویس  دوست و همکارت را بشناسی و رفتار آن را درک کنی چطور باعث موفقیت تو خواهد شد ؟

فرض کن در یک تیم برنامه نویسی ده نفره عضو شده باشی. ده نفر انسان متفاوت یعنی ده رفتار متفاوت.

چطور می توانی در ایم تیم ده نفره با دیگران رابطه خوبی داشته باشی ؟

یا اگر مدیر یک شرکت تولید نرم افزار باشی چطور ده نفر کارمند را مدیریت خواهی کرد؟

مدیر چطور می تواند اعضای تیمش را به درستی انتخاب کند؟

چه مدیر شرکت باشی چه یک برنامه نویس بهتر است بتوانی با این ده نفر به خوبی ارتباط برقرار کنی تا در آن تیم دوام بیاوری و موفق بشوی.

بیا شرایطی را تصور کنیم که برای فروش یک نرم افزار با مشتری در حال صحبت هستی.

شاید بهترین تکنیک هایی که بلد هستی را بکار ببری تا در مشتری نفوذ کنی.

اما در آخر تنها برای اینکه به تو احترام گذاشته باشد  تشکر میکند و می رود.

اینجا تو هستی و یک علامت تعجب و یک علامت سوال . پس چرا راضی نشد نرم افزار بخرد ؟

این در حالی است که شاید همان تکنیک ها برای شخص دیگری جواب داده باشد.

حالا اگر بخواهی از ارتباطات و صحبت کردن با افراد مختلف به نتیجه برسی و کارت انجام شود باید بلد باشی به زبان خودشان صحبت کنی.

به تو قول می دهم بعد از خواندن این مقاله این توانایی را پیدا کنی که بتوانی به راحتی با دیگران ارتباط برقرار کنی.

بعلاوه می توانی شخصیت خودت را هم بهتر درک کنی.

معرفی متد رفتارشناسی دیسک (Disc)، راهی برای شناخت افرادی که با آنها در ارتباط هستی

متد رفتارشناسی دیسک که برای شناخت افراد استفاده می شود،  تیپ شخصیتی افراد را به ۴ دسته  کلی D, I , S و C تقسیم می کند.

معرفی متد رفتارشناسی دیسک (Disc)، راهی برای شناخت افرادی که با آنها در ارتباط هستی

متد رفتارشناسی دیسک (DISC)  به تو کمک می کند تا ویژگی ها و صفات هر شخص را تشخیص بدهی و برای رسیدن به هدف خود از ارتباط آن ها رفتار متقابل مناسب از خود بروز بدهی!

افراد D در متد رفتارشناسی دیسک، قدرت طلبان در آسمان ها و زمین ها

اگر بخواهی عنصر D هر شخص را تشخیص بدهی به دنبال صفت هایی مثل خودمحوری، شجاعت، سریع الفکر بودن بگردید.

افراد گروه D افرادی قدرت طلب، جسور، ریسک پذیرو بلند پرواز هستند.

تو می توانی از روی صحبت کردن افراد دارای بعد D را تشخیص بدهی. این افراد اغلب رک و بی پرده صحبت می کنند. همچنین D ها تن صدای بالا و زبانی تند و آتشین دارند.

توجه به احساسات دیگران برای آن ها در اولویت نیست بنابراین براحتی می توانند دل دیگران را بشکنند.

در صورتی که هوش هیجانی این افراد پایین باشد امکان دارد در هنگام عصبانیت تند و پرخاشگرانه صحبت کنند. و خیلی اهل احترام گذاشتن و رعایت نزاکت نیستند. معمولا ابراز محبت از سمت این افراد دیده نمی شود.

زبان بدن افراد گروه D هم می تواند در تشخیص این افراد به شما کمک کند. این افراد معمولا در یک جا آرام نمی گیرند و مرتب راه می روند و تحمل نشستن ندارند. سریع راه رفتن یکی دیگر از نشانه های عنصر D در یک شخص است. با انگشت اشاره اشان صحبت می کنند.

نمونه بارز یک فرد D ترامپ است.

افراد D در متد رفتارشناسی دیسک

چگونه باید افراد D برخورد کنیم تا تحت تاثیر قرار بگیرند؟

افرادی که قوی، قاطع، نافذ، با اعتماد به نفس و منظم هستن می توانند برای افراد گروه D  جذاب باشند.

اگر فردی بدبین و منفی باف هستید اصلا به سراغ افراد D نروید چون امیدواری یک ویژگی از افراد D است.

صحبت کردن از جزئیات یک مساله برای افراد D بی فایده است چون اصلا طاقت شنیدن آن ها را ندارند.

اگر برای آنها از جزئیات یک مساله صحبت کنید احتمالا در بین صحبت های شما می پرند و آخرین جمله ای که از آنها می شنوی این است که : در یک جمله خلاصه بگو چه شد ؟

اگر بخواهید افراد D را تحت تاثیر قرار ندهید از کلماتی مثل نمی شود، نمی توانم، غیرممکن است استفاده کنید!

افراد I در متد رفتارشناسی دیسک ، افراد لوندی که شاید نتوانی آن ها دوست نداشته باشی

اگر شخصی شاد و سرزنده، معاشرتی و قانع کننده، دوست داشتنی و اجتماعی به پستت خورد، تیپ شخصیتی آن شخص I است.

افراد I را از روی ظاهر و لباسشان هم به راحتی می توانید تشخیص بدهید. خانم و آقای I معمولا اهل پوشیدن لباسهای ست و رسمی نیست. لباس های متناسب با مد روز، مدل مو و آرایش برای آنها بسیار اهمیت دارد.

افراد دارای عنصر I عاشق صحبت کردن هستن و از توانایی آن ها صحبت کردن در هر زمان، مکان با هر شخص است. یکی دیگر از ویژگی هایی که می تواند به شما در شناخت افراد I کمک می کند این است که تفریح از اولویت های اصلی آن ها است.

اگر روزی قصد قانع کردن شخصی را داشتید از یک فرد که دارای عنصر I است کمک بگیرید چرا که به دلیل اعتماد به نفس بالایی که دارند می توانند به راحتی دیگران را تحت تاثیر قرار بدهند.

افراد I در متد رفتارشناسی دیسک

افراد I هم مانند افراد D آرام و قرار ندارند و بسیار پرجنب و جوش هستند.

افراد I توانایی به خاطر سپردن جزئیات را ندارند و تمرکز آن ها به راحتی بهم می ریزد.

معمولا از I ها نمی توان توقع نظم و آن تایم بودن را داشت.

اگر بخواهید افراد I را تحت تاثیر قرار بدهید به آنها توجه کنید. برای اینکه به قول معروف به چشم آن ها بیایید می توانید آن ها را مورد تعریف و تمجید قرار دهید. وقتی صحبت می کنند خودتان را مشتاق، هیجان زده و علاقه مند نشان دهید.

افراد S در متد رفتارشناسی دیسک، موجوداتی که خودشان را به هر طریقی مخفی می کنند

اگر شخصی را دیدی که بیشتر از خودش به دیگران اهمیت می دهد آن فرد در الگو رفتاری خود عنصر S را دارد.

تواضع، فروتنی، حمایت گر بودن از ویژگی های رفتاری افراد گروه S است.

اگر در محیط کار خود فردی را می خواهید که آرام، مهربان، صبور باشد ، یک فرد S می تواند شخص مورد نظر شما باشد.

افراد S برخلاف افراد D و I به راحتی می توانند در محیط هایی که کارهای تکراری و یکنواخت انجام می شود دوام بیاورند. به عبارتی S ها عاشق انجام کارهای تکراری و محیط های یکنواخت هستند.

اگر می خواهی افراد S را اذیت کنی آن ها را سورپرایز و غافلگیر کن چون این افراد به شدت از تغییرات بی زارند.

از روی رفتار به راحتی می توان افراد S را تشخیص داد. تقریبا می توانی هر فرد خجالتی که دیدی را در گروه افراد S قرار دهی.

اغلب افراد S بر خلاف افراد D آرام صحبت می کنند و بسیار سربه زیر هستند.

اگر بخواهی افراد S را از روی لباس تشخص بدهی آن ها افرادی هستند ساده پوش اما شیک که بر خلاف افراد I تمایلی به جلب توجه ندارند.

افراد S در متد رفتارشناسی دیسک

برای اینکه بتوانی افراد S را به راحتی تحت تاثیر قرار بدهی باید در ابتدا احساس امنیت را در آنها ایجاد کنی.

با ایجاد احساس امنیت در افراد S گاردی که آن ها دارند را می توانی بشکنی و مقاومت آن ها کم کنی.

با اهمیت دادن و حمایت کردن از این افراد می توانی مثل خودشان در دلشان جا باز کنی. بعلاوه قدردانی و تشکر می تواند بر روی آن ها تاثیر بگذارد.

اگر می خواهی افراد S از دستت فراری نشوند آن ها را  اصلا در محیط های چالشی قرار نده.اگر بخواهم افراد C را در سه کلمه توصیف کنم آن سه کلمه “سخت گیر” و “جزئی نگر” و “کمالگرا” بودن است.

افراد  C در متد رفتارشناسی دیسک متخصصانی که مو را از ماست بیرون می کشند

افرادی که بسیار محتاط هستند و اهل ریسک و خطر کردن نیستند در دسته افراد C قرار می گیرند.

نظم، انظباط،  با وجدان و درستکار بودن از جمله ویژگی های یک انسان C است.

اگر به دنبال شخصی هستی که هرکاری را به بهترین نحو انجام بدهد آن شخص باید در ابعاد رفتاری خود C داشته باشد.

اما برای تعامل با افراد گروه C لازم است پاسخ سوال های آن ها را ریز و با جزوئیات کامل بدهی !

مثلا اگر یک فرد C از تو بپرسد “این لباس به من می آید؟” دوست دارد چه جوابی بشنود؟

بله رنگ آن خیلی به تو می آید، ولی اگر کمی کوتاه تر بود قشنگ تر بود این لباس باعث شده قد تو کوتاه تر بنظر برسی. سایزش خوب است اما باید کمی تنگ تر باشد.

یک جواب کامل و همه جانبه، همراه با ریز جزئیات.

افراد  C در متد رفتارشناسی دیسک

سعی کن در ارتباط با یک شخص C به شدت از حریم شخصی آن ها دور باشی.

بهتر است اگر از افراد C اشتباهی سرزده است آنها اتوماتیک مسئولیت کار خودشان را قبول می کنند. بنابراین بجای سرزنش کردن آن ها ……

چطور از متد دیسک (DISC) برای تاثیرگذار بودن و انجام شدن کارها استفاده کنم ؟

در قسمتی از داستان بالا خواندی که ” برخلاف انتظار دختر عینکی استاد شوخ طبعی و شلوغی که همیشه سر کلاس داشت را در دفتر کارش نداشت.”

کاراکتر آقای مدیر در کلاس شخصیت شوخ طبیعی بوده و احتمالا در محیط کار با جدیت بیشتری برخورد می کرده است.

دلیل این رفتار متفاوت مدیر شرکت به چه دلیل بوده ؟ آیا اصلا خوب است که آدم دو رفتار متفاوت از خودش نشان بدهد ؟

آقای مدیر برای رسیدن به هدف خود بهترین رفتار که متناسب با جو بوده است را نشان داده.

محیط کلاس:

کلاسی که بچه ها ۴ ساعت باید روی صندلی های خود می نشستند و برنامه نویسی یاد بگیرند. موضوع  هرچقدر هم جذاب باشد،  چهار ساعت شنونده بودن کار آسانی نیست.

پس باید غیر از گوش دادن به درس و سوال پرسیدن ، کار دیگری هم انجام بدهند.

شوخی و خنده بهترین گزینه برای نرم کردن محیط آموزش باشد.

در کلاسی که خوش بگذرد میزان یادگیری هم بالا می رود.

هدف آقای مدیر در نقش استاد در کلاس هم این بوده که شاگردانش خوب یاد بگیرند.

یادگیری که بالا برود، نتیجه گیری بیشتر خواهد بود و در آخر مخاطب راضی خواهد بود.

آقای مدیر به عنوان استاد در محیط کلاس از بعد I شخصیت خود استفاده کرده است. جلو تر در مورد بعد I که چگونه افرادی هستند صحبت می کنیم.

محیط کار:

محیط کار هم به شوخی و انعطاف نیاز دارد اما جدیت برای اینکه کارها “قطعا” انجام شوند هم لازم است. البته جدیت به معنی وادار کردن یا سر و کله زدن با کارمندها برای انجام کارها نیست.

حتی هدف از این جدی بودن ترساندن کارمندها نیست.

مدیر برای انجام کارها از بُعد D خود استفاده می کند.

کارمندان ممکن است دارای مسئولیت پذیری زیادی برای انجام کارباشند اما گاهی ممکن در مسیر رسیدن به هدف گم بشوند. اینجا، جایی است که مدیر با نگاه کلی که به کارها دارد می تواند آن ها را به مسیر برگرداند.

پس تو می توانی از قسمت های مختلف شخصیتت استفاده کنی تا در محیط های مختلف به چیزی که دلت می خواهد برسی.

چطور تیپ شخصیتی افراد را دقیق تشخیص بدهم ؟

احتمالا از الان به بعد که دیسک را می شناسی همه جا حتی در خیابان هم بتوانی تیپ افراد مختلف را بشناسی.

اتفاقا همین کار یک تمرین خوب است. از روی چهره، لباس نوع برخورد و لحن صحبت کردن آدم ها می توانی آن ها را بشناسی و با آنها ارتباط برقرار کنی.

اما یک راه دقیق برای پیدا کردن تیپ شخصیتی افراد مختلف استفاده از آزمون دیسک است.

با استفاده از آزمون دیسک می توانی رفتار هر شخص  را در محیط های متفاوت بسنجی!

با این آزمون شناخت خوبی از افراد پیدا می کنی و با دانستن تیپ شخصیتی آنها ، هرکس را در جای مناسب خودش قرار می دهی.

آزمون رفتارشناسی دیسک یکی از ابزارهایی است که برای استخدام افراد استفاده می شود.

نتیجه گیری:

چه در تیم برنامه نویسی باشی، چه در تیم فروش نرم افزار باشی، چه مدیر شرکت نرم افزاری با انسان های دیگر در ارتباط هستی.

اگر بتوانی افراد مختلف در زندگی کاری یا خانواده ات را درک کنی و به تعامل برسی ، در واقع دربه مرحله برد – برد رسیده ای.

چرا رسیدن به مرحله برد- برد مهم است ؟ چون اگر تو با مشتری یا کارمندت به مرحله برد-برد برسی، کارهایت به درستی پیش خواهند رفت.

مثلا، اگر مشتری احساس کند که منافعش را به درستی تامین می کنی، و به چیزهایی که می خواهد می رسد، دستمزد تو را درست و با رضایت پرداخت می کند.  تو برای اینکه بدانی چه چیزهایی برای مشتری ات مهم تر است، باید بتوانی او را بشناسی.

یا در روابط با کارمندهایت گاهی لازم است با یک نفر جدیت بیشتری برخورد کنی تا به نتیجه برسی، و در مقابل گاهی یک کارمند داری که بطور منظم کارش را انجام می دهد و نیازی به سخت گیری نیست.

اینکه بدانی با چه کسی لازم است جدی رفتار کنی و بر عکس، به شناخت تو از کارمندهایت بستگی دارد.

همچنین می توانی از متد رفتارشناسی دیسک (Disc) برای تشکیل تیم برنامه نویسی استفاده کنی مثلا باید بدانی چه افرادی برای برنامه نویس شدن مناسب هستن.

بعلاوه کسی که برای فروش نرم افزار هم مناسب است را می توانی با استفاده از متد دیسک پیدا کنی.

حالا بیا بازی کنیم،  تیپ شخصیتی هریک از کاراکترهای بالا را حدس بزن و در کامنت ها بنویس.

راستی، فکر می کنی تیپ شخصیتی خودت کدام است ؟ D، I، S یا C ؟

 

دیدگاه کاربران
  • زرین کمر 13 دسامبر 2019

    سلام و عرض ادب
    از لطف استاد بزرگوار جناب مدحج در خصوص ایجاد انگیزه برای راه اندازی یک کسب و کار پر درآمد سپاس ویژه دارم🙏
    سپاس از مطالب مفید خانم عمرانی عزیز

    دختر خانم عینکی دارای شخصیت I و S و C دختری اجتماعی،دوست داشتنی،مهربان،آرام و معاشرتی…شخصی مسئولیت پذیر و منطقی که وقتی پیشنهاد کار آقای مدیر را می شنود به این فکر می کند که آیا از پس کار بر می آید؟یعنی من باید جوابگوی استادم باشم شخصی که برای من قابل احترام هستن پس باید تحلیل کنم که آیا می توانم در مقابل اطمینان استادم به نحو احسن وظیفه ای که به من محول شده را انجام دهم یا خیر؟…. و جواب حمایت گرانه آقای مدیر گویای آن است که دختر خانم عینکی را به عنوان یک فرد مسئولیت پذیر می شناسند که اگر کاری را نتوانند انجام دهند مسئولیت آن را نمی پذیرند….
    منتظر ماندن دختر خانم عینکی تا زمانی که آقای مدیر ایشان را صدا بزنند حاکی از صبوری و آرام بودن ایشان دارد،احساس امنیت بوجود آمده توسط آقای مدیر بر سره کلاس باعث مراجعه دختر خانم عینکی به شرکت آقای مدیر شده است.(تیپ شخصیتی s)
    سادگی و شیک پوشی و آراستگی و عدم ریسک پذیری دختر خانم عینکی حاکی از تیپ شخصیتی c است.
    به نظرم حتی ترس ایشان هم حاکی از یک نکته مثبت است و آن حس مسئولیت پذیری و احترام در مقابل اعتماد آقای مدیر است.

    به نظرم آقای قد بلند دارای شخصیت D هستند چون خیلی جدی بودن و تمایلی به اینکه در حین کارشان کسی با ایشون صحبت داشته باشه حتی در حد یک سلام و علیک و احوالپرسی رو نداشتن،در واقع احساسات دیگران برای ایشان مهم نبود.

    خانم خوش برخورد دارای تیپ شخصیتی I بودن چون بسیار شاد و خوش برخورد بودن و از اینکه خیلی سریع شروع کردن به صحبت با دختر خانم عینکی این نشان می دهد که بسیار معاشرتی بودند و هم صحبتی با دیگران باعث لذت بردن و حس بسیار خوبی در ایشون می شده…رنگ شاد لباس و موهای ایشان علاقه به مد روز رو نشان می دهد و اینکه خواهان جلب توجه دیگران هستند….
    اینکه ایشان از دختر خانم عینکی خواسته اند تا در صندلی کنار بخاری بنشیند و خودش را گرم کند صمیمیت و حسن نیت ایشان را نشان می دهد،نشان می دهد که رفتار اجتماعی و گرم ایشان به جهت صداقت است نه صرفا عادت…افراد گروه I افرادی دوست داشتنی هستند چرا که اگر با آنها در موردی به نتیجه هم نرسیم در نهایت احترام و با جملاتی کاملا مودبانه و با لحنی صمیمی به ما جواب منفی می دهند و این باعث می شود که رفتار متشخصانه این افراد در ذهن ما با حس خوب نسبت به آنها جاودان بماند.

    به نظرم آقای مدیر همه این تیپ های شخصیتی رو داشتن چون در هر موقعیتی یکی از این تیپ های شخصیتی رو در ایشون می شد مشاهده کرد،مثلا جدیت ایشون هنگام برخورد با دختر خانم عینکی از خصوصیات تیپ شخصیتی D هست اما پاسخ ایشون در پاسخ دختر خانم عینکی با مهم نبودن احساس طرف مقابل منافات دارد چون اگر احساس دختر خانم عینکی مهم نبود ایشون قطعا با یک خداحافظی محترمانه جلسه رو به پایان می رسوندن، اما شخصیت حمایت گر ایشون باعث شد که شاگرد خودشان رو دعوت به کار کنند و به ایشون نشان بدهند که توانمند هستن که حاکی از تیپ شخصیتی s خواهد بود.نکته دیگر لبخند همیشگی آقای مدیر هست که باز هم حاکی از تیپ شخصیتی s ایشان می دهد،استادی مهربان و آرام و در عین حال بسیار متواضع،لباس ساده اما در عین حال شیک و آراسته….
    فرصت ۲ هفته ای آقای مدیر به دختر خانم عینکی حکایت از تیپ شخصیتی c هست که خصوصیت نظم و دقیق بودن(در نظر گرفتن محدودیت زمانی) ایشان را نشان می دهد.
    از طرفی نشان می دهد که ایشان فردی ریسک پذیر هستند چرا که از شاگردشان که سابقه کاری ندارند دعوت به همکاری می کنند و معرفی دختر خانم عینکی به تیم شرکتشان به عنوان عضو جدید حاکی از حمایت گری و اعتماد ایشان است…(تیپ شخصیتی D)
    اینکه ایشان به دختر خانم عینکی فرصتی ۲ هفته ای داده اند گویای منطق و محافظه کار بودن ایشان هم هست یعنی ایشان احتمال ۱ درصدی را برای آنکه دختر خانم عینکی به دلیل ترسشان از پس کار برنیایند را می دهند….
    اما دعوت ایشان به کار کاملا گویای آن هست که آقای مدیر به دلیل آنکه اطمینان دارند که دختر خانم عینکی از پس کار برمی آیند ایشان را دعوت کرده اند،در واقع بار مثبت رفتار آقای مدیر بیشتر گویای حس اطمینان است که واقعا احساس بسیار خوبی را منتقل می کند.

    با آرزوی موفقیت برای استاد ارجمند جناب آقای مدحج و خانم عمرانی عزیز

    • محسن مدحج 27 دسامبر 2019

      چقدر خوب تحلیل کردید اگر در دوره توسعه گر شرکت نکردید تماس بگیرید و یک جایزه به شما می دهیم

  • اصغر 13 دسامبر 2019

    با سلام و احترام

    خیلی ممنون از مقاله پربارتان شخصا خیلی استفاده کردم همین طور از مقالات استاد مد حج دستتون درد نکنه

ترک ارسال پاسخ به اصغر لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برنامه نویسی یا کد بازی ؟

بیش از 10000 نفر در خانواده آکادمی برنامه نویسی مدحج عضو شده اند و بجای کدبازی، میخواهند ماهیانه سفارش پروژه بگیرند و درآمد داشته باشند.
دوست داری وارد خانواده ما شوی ؟

.