09120368440

چگونه از برنامه نویسی کسب درآمد کنیم ؟

بعد از کلی کند و کاو و پیدا کردن راه برای آموزش برنامه نویسی بالاخره توانستم برنامه نویس شوم.

در خانه مشغول ساخت نرم افزارهای تمرینی بودم. از اینکه می توانستم برنامه هایی بنویسم که درست اجرا می شدند و کار می کردند خیلی ذوق و شوق داشتم.

ولی حقیقت چیزی جز این نبود که ساختن این نرم افزارهای تمرینی کم کم نمک خودشان را از دست دادند.

فولدری که برای نرم افزارهام ساخته بودم پر شده بود.

از انوع نرم افزار حسابداری فروشگاهی، رستورانی و داروخانه بگیر تا نرم افزارهای مطب و بیمارستان.

رنگ بی انگیزه شدن را از گرد و خاکی که روی میز کامپیوتر و کیبورد نشسته بود می شد حس کرد.

روزها طول کشید تا بالاخره متوجه شدم دلیل این بی انگیزگی چیست؟

برنامه نویس شدن از قدرت هایی بود که همیشه آرزویم بود به آن برسم. آرزویم برآورده شده بود اما چرا اینقدر زود دلم را زد.

روزهایی که تب تند برنامه نویسی داشتم را فراموش کرده بودم.

یادم آمد که فکر می کردم اگر برنامه نویس شوم نه تنها قدرتم از همه بیشتر می شود بلکه پول زیادی هم بدست می آورم.

برنامه نویسی بدون کسب درآمد باعث بی انگیزگی برنامه نویس می شود

اما دقیقا همین را فراموش کرده بودم.

خب دلسرد شدنم هم طبیعی بود، مگر می شود بدون پول به زندگی ادامه داد.

حرف های اطرافیان هم دیگر قابل تحمل نبود.

مدام به این فکر می کردم که بقیه برنامه نویس ها یا شرکت های بزرگ چکار می کنند؟

  • نرم افزار می فروشن

به فولدر پروژه های خودم نگاهی انداختم و با خودم گفتم:

  • بالاخره که می تونم یکی از این نرم افزارها را بفروشم

چرا بازاریابی اولین گام فروش نرم افزار نیست؟ (چالش های یک فریلنسر)

همیشه شنیده بودم که اگر برنامه نویس ها جایی هم نتوانند کار کنند، براحتی می توانند خود اشتغالی کنند پس به عنوان یک فریلنسر کار خودم را شروع کردم.

نمی دانستم چطور نرم افزار بفروشم، اما به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل بود.

اولین کاری که می دانستم باید انجام بدهم این بود که یک مشتری پیدا کنم تا نرم افزار من را بخرد. بنابراین بازاریابی های حضوری اولین راه حلی بود که به ذهنم می رسید.

جاهای مختلفی رفتم تا به اصطلاح برای نرم افزارهایم بازاریابی کنم اما مشتری ها طوری با من برخورد می کردند که انگار مزاحمشان شده ام

یادم می آید اوایل کار بدون اینکه به این فکر کنم آیا مشتری به نرم افزار نیاز دارد یا نه به سراغ او می رفتم. و با سوال های بی حساب و کتاب خسته اش می کردم.

کم کم متوجه شدم با این سوال های نه تنها از من نرم افزار نمی خرند، بلکه خاطره بدی هم از من در ذهنشان خواهد ماند.

با این کار به اصطلاح بازاریابی، اینقدر رابطه ام با یک مشتری درب و داغون می شد که حتی وقتی با پیشنهاد بهتری به سراغش می رفتم حاضر نبود به حرفهایم گوش بدهد.

سوال های کلیدی فروش نرم افزار

اما از همین رفت و آمدها متوجه شدم که دست خالی رفتن پیش مشتری یعنی اینکه برای سوال های زیر جواب قانع کننده ای نداشته باشی!

  • نرم افزارت چه مشکلی را برای مشتری حل خواهد کرد ؟
  • چطور آن مشکل را حل خواهد کرد ؟
  • چه دردی از مشتری را دوا خواهد کرد ؟
  • اصلا چرا مشتری باید به تو گوش بدهد ؟
  • چرا باید از تو بخرد نه از رقیبت ؟
  • آیا نرم افزار تو راه حل بهتری برای حل مشکلات مشتری است؟
  • آیا نرم افزار تو عملکرد و بازدهی را افزایش می دهد؟
  • آیا نرم افزار باعث کاهش هزینه های مشتری می شود ؟

بدون پیدا کردن پاسخ این سوال ها فروش نرم افزار  کار سختی بود. و سخت تر از آن قبول برخوردی بود که مشتری ها با من داشتند.

اینطور می شد که مشتری ها را یکی یکی از دست می دادم.

بجز آن مشتری هایی که از قبل با هم آشنا بودیم و برای شنیدن پیشنهاد هایم وقت بیشتری می گذاشتند.

البته این را هم اضافه کنم با شناختی که از آنها پیدا کرده بودم، می توانستم نرم افزاری به آنها بدهم که دقیقا مشکل آنها را حل کند.

واضح بود که راز با خیال راحت تر پول پرداخت کردنشان هم ارتباطی است که با آن ها داشتم.

اما این یک طرف قضیه بود در آن طرف قضیه سایت هایی مثل پونیشا بودن که عنوان برنامه نویس فریلنسر عضو شده بودم.

این سایت ها جایی بودن که  باید با رقیب هایی که امتیاز بیشتری داشتند مبارزه می کردم تا بتوانم پروژه بگیرم.

اول از همه به این فکر کردم که باید رزومه خوبی برای خودم درست کنم.

به همین خاطر تا جایی که می توانستم قیمت های پایینی به کارفرماها پیشنهاد می دادم تا وسوسه شوند و chatbox اشان را باز کنند.

آن وقت بود که از روابط عمومی استفاده می کردم و با گفتن جمله های خوب و فنی پروژه را از آنها می گرفتم.

یکجورهایی پروژه های نرم افزاری که از این سایت ها می گرفتیم دو تفاوت بزرگ و بد با پروژه های واقعی داشت.

اولین تفاوت این بود که نمی شد من و مشتری ام همدیگر را رودررو ببینیم، و دومی این بود که  قراردادی در کار نبود و اگر مشکلی پیش می آمد، پونیشا مسئول حل آن بود.

در کنار گرفتن این پروژه ها به این فکر افتادم که آموزش برنامه نویسی هم شاید بتواند منبع درآمد خوبی باشد.

چطور از آموزش برنامه نویسی می توان به درآمد رسید؟

خداروشکر دنیای برنامه نویسی آنقدر بزرگ است که موضوع برای آموزش دادن کم نمی آوری. ولی موضوعی را انتخاب کن که می توانی آن را بهتر بیان کنی.

کسب درآمد از برنامه نویسی

بعد از آن کافی است بگویی به چه روشی قرار است تدریس کنی.

کلاس حضوری در یک آموزشگاه برگزار کنی بهتر است یا ویدئو تولید کنی و آن را در اختیار دیگران قرار دهی ؟؟

سعی کن در آموزشی که به دیگران می دهی حتما یک پروژه عملی هم اجرا کنی تا کلیات داستان برنامه نویسی هم به کارآموزهایت نشان دهی.

شاید بهتر باشد بگویم آموزش برنامه نویسی راحت ترین راه پول درآوردن از آن است.

هرچه در این مسیر جلوتر می رفتم و تجربه ام بیشتر می شد پیشنهاد های کاری هم بیشتر می شد.

آیا من توانایی کارمند شدن را دارم ؟ (برنامه نویسِ کارمند)

یک یا دو تا از این پیشنهاد ها استخدام شدن بود که بدم نمی آمد به آنها نگاهی بیندازم .

یادم افتاد که دوستی داشتم که برای شرکتی برنامه نویسی می کرد، بهش زنگ زدم و بدون اینکه بگم چرا بهش زنگ زدم از وضعیت کارش پرسیدم.

از تن صدایی که داشت متوجه شدم از اینکه هر ماه حقوق ثابتی می گیرد و در کل احساس امنیت می کند راحت است.

اما بین حرف هایش می شد حدس زد که زندگی یکنواخت و بدون هیجانی دارد.

می گفت برنامه هر روزش این شده که از خانه به محل کار برود و بعد از ده، دوازده ساعت پشت کامپیوتر نشستن به خانه برگردد.

بیشتر حس می کردم با یک ربات برنامه نویس حرف می زنم نه یک آدم .

تلفن را که قطع کردم وضعیت فعلی خودم (فریلنسر) بودن را با کارمند بودن مقایسه کردم.

تا جایی که می دانستم همیشه بیشترعاشق چالش بودم تا اینکه روی یک صندلی بشینم و ساعت تعیین کند که کی باید کار کنم و کی کار نکنم.

پیشنهاد دو میلیون تا هفت میلیون تومان شاید برای بعضی ها چشمگیر باشد اما آزادی عملی که یک برنامه نویس کارمند ندارد را هم باید در نظر گرفت.

به هر حال باید دید چه شرایطی بیشتر به مذاقت خوش می آید و بعدش بین کارمندی و فریلنسری یک گزینه را انتخاب کرد.

مقایسه کارمند برنامه نویس بودن و فریلنسر بودن

چگونه شرکت تولید نرم افزار خودم را تاسیس کنم ؟

من هم مثل بقیه برنامه نویس ها تصورم این بود که پر رسیک ترین راه  به درآمد رسیدن از برنامه نویسی این است که  شرکت نرم افزاری راه بیندازم.

تصویری که همیشه از شرکت برنامه نویسی توی ذهنم بود این بود که چهار پنج نفر برنامه نویس حرفه ای دارم که دور یک میز می نشینند و ایده ای که تصمیم دارم به نرم افزار تبدیل کنم را تحلیل می کنند.

بعد از یکی دوساعت هر کدام پشت سیستم هایشان می نشینند و شروع می کنند به کد نویسی.

بعد از اینکه نرم افزار آماده شد به سراغ فروش آن می رویم .

رویای قشنگی بود ولی از آن طرف هم ترس این را داشتم که اگر نشد چکار کنم ؟ چطور حقوق چهار، پنج نفر برنامه نویس را بدهم؟

تصور یک برنامه نویس از شرکت نرم افزاری خودش

از یک طرف دوست داشتم تیم برنامه نویسی تشکیل بدهم و با گرفتن پروژه های مختلف به پول خوبی برسم، از طرف دیگر نمی توانستم ریسک کنم.

یکبار برای خودم روی یک کاغذ نوشتم چه کاری می خواهم انجام بدهم:

راه اشتباه تاسیس شرکت نرم افزار

شرکتی راه می اندازم، بعد پروژه بگیرم، وقتی که سود کردم هزینه ها را می دهم .

تصوراتم درباره کرایه یک دفتر کار و خرید وسایل لازم برای آنجا مثل چند میز و صندلی و سیستم که از همه ضروری تر بود، خیلی منطقی نبود. احتمالا باید چند میلیونی هزینه می کردم تا بتوانم شرکتم را راه بیندازم.

بعد از اینکه چند بار به نوشته ام نگاه کردم، بنظرم آمد که بر عکس آن منطقی تر بود.

راه درست تاسیس شرکت نرم افزار

خب پس تصمیم گرفتم یک پروژه بگیرم تا با پولش بتوانم بودجه ی تاسیس شرکت را تامین کنم. این راه ریسکش کم تر و احتمال موفقیتش بیشتر بود.

پس دست به کار شدم. بین آدم هایی که قبلا نرم افزار می خواستند یا به نرم افزار نیاز دارند گشتم تا کسی را پیدا کنم. سعی کردم از اینستاگرام، تلگرام و آگهی های تبلیغاتی مختلف استفاده کنم تا بتوانم پروژه بگیرم.

و اینجا بود که آرام آرام وارد مسیری شدم که می دانستم آخرش در شرکت نرم افزاری خودم نشسته ام و می توانم ایده های خودم را به نرم افزار تبدیل می کنم و به درآمد می رسم.

نتیجه گیری:

از داستانی که در بالا خواندی احتمالا متوجه شده ای راه های مختلف برای کسب درآمد از برنامه نویسی وجود دارد.

 

  • فریلنسر بودن
  • آموزش برنامه نویسی
  • کارمند بودن استخدام شدن
  • تاسیس شرکت نرم افزاری

اینکه تو بخواهی کدام راه را انتخاب کنی کاملا به خودت بستگی دارد. اگر آنقدر خوب خودت را می شناسی که می دانی اهل چالش و بازی های بیزینس هستی احتمالا فریلنسر بودن و تاسیس شرکت نرم افزاری برای تو مناسب باشد.

اما اگر به دنبال یک زندگی هستی که حاشیه امن اولین اولویت آن است کارمند بودن گزینه بهتری برای تو خواهد بود.

اگر انتخاب کردی که فریلنسر شوی یا شرکت نرم افزارت را افتتاح کنی بهتر است در اولین قدم از روابط عمومی استفاده کنی. در روابط عمومی به راحتی می توانی جواب سوال های کلیدی فروش نرم افزار را پیدا کنی و فروش در این صورت راحت تر انجام خواهد شد.

در صورتی شرکت تولید نرم افزار گزینه تو برای پول درآوردن از برنامه نویسی است، بهتر است از همان اول به سراغ اجاره دفتر و استخدام برنامه نویس نروی. قبل از هر چیز پروژه ای بگیر و از پولی که بدست می آوری برای تاسیس شرکتت استفاده کن.

حالا تو به من بگو . چطور می توانم از برنامه نویسی پولدار بشوم ؟

دیدگاه کاربران
  • جعفری 13 دسامبر 2019

    با سلام . گفته های شما در فیلم بسیار اموزنده و بجا بود برای من که تازه می خواهم برنامه نویسی یاد بگیرم توجیه کننده بود درود به شما وهمکارهایتان امید وارم در مراحل زندگی موفق باشید یدورود.

  • جعفری 14 دسامبر 2019

    با سلام .مرسی استاد از راهنمایی و مطالب ارزنده بسیار عالی بود لذت بردم من که تازه می خواهم در این حوزه شروع به فعالیت نمایم راهنمایی شما بجا بود .مرسی با تشکر فراوان موفق باشید یا حق

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برنامه نویسی یا کد بازی ؟

بیش از 10000 نفر در خانواده آکادمی برنامه نویسی مدحج عضو شده اند و بجای کدبازی، میخواهند ماهیانه سفارش پروژه بگیرند و درآمد داشته باشند.
دوست داری وارد خانواده ما شوی ؟

.