09120368440

چطور در برابر رقیبانی که از ما قوی تر هستند، پیروز شویم ؟

احتمالا در مسیر برنامه نویس شدن روزی به جایی میرسی که پیش خودت فکر می کنی وقت آن رسیده تا شرکت نرم افزاری خودت را راه بیندازی. 

چیزهایی که بنظرت می رسد برای زدن شرکت نرم افزاری لازم داری چند برنامه نویس و یک دفتر کار است. 

برای اینکه برنامه نویس هایت بتوانند راحت کارشان را انجام بدهند حتما به میز و صندلی نیاز داری.

تو مدیر آنجا هستی و احتمالا کارمندهایت از تو انتظار دارند تا سیستم خوب برای آنها فراهم کنی.

هرچه جلوتر می روی خرج و مخارج بیشتر می شود و تو بیشتر زیر قرض و قوله می روی.

 دلت به این خوش است که پروژه نرم افزاری میگیری،  پول در می آوری و همه پول هایی که قرض کرده ای را پس می دهی. 

اما بعد از یک ماه به خودت می آیی و میبینی که نه از پروژه خبری است، نه از پول. در آخر تو مانده ای و برنامه نویس هایی که سر ماه از تو حقوشان را می خواهند. 

برنامه نویس ها چهار دسته اند:

 دسته اول آنهایی اند که این سناریو تلخ برای آنها اتفاق می افتاد و با کله زمین می خورند و بعدش  را خودت بهتر می دانی…

دسته دوم، آنهایی اند که این سناریو برای آنها ترسناک است. حتی برخلاف میل باطنی اشان تن به کارمند شدن می دهند ولی به خودشان جسارت نمی دهند که حتی به شرکت تولید نرم افزار خودشان فکر کنند.  

دسته سوم آن برنامه نویس هایی هستند که به نفع “غول های نرم افزار” کنار می کشند و فکر می کنند در بازار برنامه نویسی جایی برای آن ها وجود ندارد.

دسته چهارم هم آنهایی اند که نه تنها شرکت نرم افزاری خودشان را افتتاح کرده اند، بلکه به “غول نرم افزار” تبدیل شده اند. 

اگر تو هم جزء دسته اول تا سوم از برنامه نویس ها هستی و برایت جای تعجب دارد که چطور بعضی ها وارد بازار کار می شوند و می توانند نرم افزارهایشان را بفروشند ، بهتر است به چند نمونه موفق نگاه کنی.

افرادی که هیچ چیز نداشتند اما توانستند بزرگترین رقیبان خود را کنار بزنند.

 کسی مثل استیو جابز که توانست با IBM بزرگ بجنگد و  قسمتی از بازار و ذهن مردم را به اسم اپل سند بزند

. در فیلم زیر به تو خواهم گفت که استیو جابز چطور با استراتژی درست، کم کم رشد می کند و موفق می شود.

بنابراین تو هم می توانی از فکر خلاقت استفاده کنی و به این فکر نکنی که کمبود منابع می تواند مانعی برای تو باشد. 

می توانی نتیجه تفکر خلاق و استراتژی درست را در نبرد ژنرال هانیبال هم ببینی. 

نتیجه:

به احتمال زیاد متوجه شدی که هانیبال چطور با درست چیدن سربازهایش باعث شکست دشمن شد. در واقع هانیبال برای اینکه در جنگ پیروز باشد از منابعی که داشت به درستی استفاده کرد.

استراتژی در بازار برنامه نویسی و فروش نرم افزار به این معنی است که از منابعت طوری استفاده کنی که بتوانی مالک ذهن مشتری بشوی.  

این منابع می تواند تیم تو و رسانه های ارتباطی تو با مشتری ات باشد.

دیدگاه کاربران
  • mahdi 8 دسامبر 2019

    با سلام
    منکه به شخصه خسته شدم انقدر مثال در مورد استیو جابز و امثال اون دیدم. چرا هیچ نمونه داخلی وجود نداره؟ این چیزی که نوشتین با عرض معذرت هیچ ارزشی نداره. تو بازار ایران فقط و فقط رابطه برای گرفتن پروژه دخیل هست. ده ساله برنامه نویس هستم و هرچی سعی کردم پروژه بگیرم یا حتی استارتاپ راه اندازی کنم که به شرکت منتهی بشه ولی خداروشکر آقایون صاحب نظر احساس میکنن خیلی میدونن و در نهایت بعد کلی کل کل و اثبات بهشون که تو حوزه علمی هیچی نیستند و فقط تئوریسین علمی هستند، برمیگردند جواب میدن که نه نمیتونیم کاری براتون انجام بدیم. در کل باید دور این شاخه رو تو ایران برای راه اندازی کار خودت ببوسی بذاری کنار یا اینکه صرفا فقط کارمند باشی. لطفا اینجور مقاله های بیخود رو منتشر نکنین

    • نیما 14 فوریه 2020

      سلام وقت بخیر
      هیچوقت کم نیارید ! راهی که میدونید میتوانید به سرانجام و موفقیت برسانید رو با نظرات پوچ بعضی نابود نکنید . به تلاش و پیشرفت و یادگیری خودتون ادامه بدید مطمئاً نتیجه بخش خواهد بود ، یاحق .

ترک ارسال پاسخ به mahdi لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برنامه نویسی یا کد بازی ؟

بیش از 10000 نفر در خانواده آکادمی برنامه نویسی مدحج عضو شده اند و بجای کدبازی، میخواهند ماهیانه سفارش پروژه بگیرند و درآمد داشته باشند.
دوست داری وارد خانواده ما شوی ؟

.